روزگاری پرندهء کوچک آرزوی سفرداشت سفر به راههای دور دست را در سر داشت بال و پر گشود و پرواز کرد رفت و رفت پرنده ء کوچک تنهای تنها میان تنهایی اسیر گشت حال که اسیر غربت گشت و آرزوی بزرگ خود را نفرین میکند حال فقط این جمله برایش مانده اسیر غم و اندوه بودن بهتر است از اسیر غربت بودن خداوندا کسی را در غربت تلخ اسیر نکن؟
|
About![]()
سلام به وبلاگ من خوش اومدی ازمتن هایی که گذاشتم امیدوارم نهایت استفاده رو ببرین ازلینک های کنارصفحه هم دیدن کنید پروفایلم هم فعاله موفق باشیدو دیگر تمام
Home
|